تبليغاتX
♥ تقدیم به تنها مهربونم ♥ http://arezooha.coo.ir ♥

ღ♥ღ تقدیم به تنها مهربونم ღ♥ღ

تاسف یا افتخار؟؟؟

 

پروفسوردکتر محمد جمشیدی مدیر برنامه های داخلی ایستگاه فضایی ناسا،


دکترفیروز نادری مدیر برنامه اجرایی سیاره مریخ در ایستگاه فضایی ناسا،


دکترحمید برنجی عضو پژوهشگران ایستگاه فضایی ناسا،


دکترقاسم اسرار عضو هیات مدیره ایستگاه فضایی ناسا،


 دکترکاظم امیدوار عضو پژوهشگران ایستگاه فضایی ناسا،


دکترمحمد جمشیدی مدیر کنترل تکنیک ایستگاه فضایی ناسا،

 
مهندس رضا غفاریان مهندس لابراتوار نیرو محرکه جت ایستگاه فضایی ناسا،


پروفسور دکتر پرویز معین رییس موسسه مرکزی تحقیقاتی دانشگاه ناسا در آمریکا،


پروفسوردکتر صمد حیاتی عضو هیات مدیره ایستگاه فضایی ناسا،


دکترعبد الحمید کریمی در رابطه با ساخت موشک های فضایی در ناسا،


خانم دکتر مقدم در آزمایشگاه پیشرانش جت در ناسا بر روی رادارها کار می کنند


حدود 70 الی 80 ایرانی در ناسا فعالیت دارند طبق اخرین اماری که گرفته شده و

در روزنامه space چاپ شده, 43 درصد ناسا از پژوهشگران ایرانی می باشد.

 

                                              


به این مساله افتخار کنیم یا به خاطر از دست دادن این همه استعداد تاسف بخوریم؟

 

                                             

 

 


 

نوشته شده توسط ღ♥ღ آرزو ღ♥ღ در چهارشنبه 30 مرداد1387 ساعت 15:10 موضوع | لينک ثابت


با حرف های حسابی ........بازم من برگشتم.

                                                                                                 

***لئونارد نیموی***
*هیچوقت نمی‌توانید با مشت گره‌کرده دست کسی را به گرمی بفشارید.

***گاندی***
*برای تربیت اراده بهترین زمان ایام جوانی است.

***فیثاغورث***
*کسی‌که حفظ جان را مقدم بر آزادی بداند، لیاقت آزادی را ندارد.

***بنجامین فرانکلین***
*وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم دوست واقعی باشد.

**امرسون**
*هرگز مردی ولو بسیار نادان را ندیدم که از وی چیزی نتوانسته‌ام بیاموزم.

***گالیله***
*زیبایی ناپایدار و فضیلت جاودانه است .

***گوته***
*مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهایی را که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید.

***جرج برنارد شاو***
*من به هیچ وجه خدا را لمس نکردم، ولی خدایی که قابل لمس باشد که دیگر خدا نیست. اگر هر دعایی را هم اجابت کند، همینطور. همان‌جا بود که برای نخستین بار حدس زدم که عظمت دعا بیش از هر چیز در این امر نهفته است که پاسخی به آن داده نمی‌شود و زشتی سوداگری را به این مبادله راهی نیست. این را هم دریافتم که آموختن دعا، آموختن سکوت است و عشق فقط از جایی شروع می‌شود که دیگر هیچ انتظاری برای گرفتن هیچ چیز وجود نداشته باشد. «عشق» تمرین «نیایش» است و «نیایش» تمرین «سکوت».

**دژ ـ آنتوان سنت اگزوپری**
*مردها را شجاعت به جلو می‌راند و زنها را حسادت.

**برنارد شاو**
*زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند.

**برنارد شاو**
*هیچ چیز بهتر از کار کردن بجای غصه خوردن، آدمی را به خوشبختی نزدیک نمی‌سازد.

*** موریس مترلینگ***
*یا چنان نمای که هستی، یا چنان باش که می‌نمایی.

**بایزید بسطامی**
*شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شده ای تا می توانی زیبا برقص

*بدترین و خطرناکترین کلمات اینست:
«همه این جورند».


** تولستوی**
*نمی‌توانیم کاری کنیم که مرغان غم بالای سر ما پرواز نکنند اما می‌توانیم نگذاریم که روی سر ما آشیانه بسازند

 


 

نوشته شده توسط ღ♥ღ آرزو ღ♥ღ در دوشنبه 28 مرداد1387 ساعت 14:36 موضوع | لينک ثابت


فعلا خدا حافظ......

  

  (((  دوستان خوبم بعد از یه مسافرت کوتاه بر می گردم  )))

 

آرزو

  


 

نوشته شده توسط ღ♥ღ آرزو ღ♥ღ در چهارشنبه 16 مرداد1387 ساعت 8:34 موضوع | لينک ثابت


قوانین ورود به دنیا و صاحب یک بدن شدن

                                    

در آستانه ی ورود به دنیا صاحب یک جسم می‌شوید. ممکن است از آن خوشتان بیاید و یا اصلا خوشتان نیاید. این بدن تا آخرین روز اقامت در اين دنیا متعلق به شماست. می‌توانید از توانایی‌های مختلف آن بهره ببرید یا بدون استفاده از آن سالهای اقامت خود را در دنیا، بی‌مصرف بگذرانید.
 

ثبت‌ نام در مدرسه ی شبانه‌روزی زندگی

این مدرسه در طول زندگی درس‌های فراوانی را به شما می‌آموزد. این فرصت برای شما فراهم می‌شود تا هر روز در این مکان آموزشی، درس جدیدی را یاد بگیرید. ممکن است به نظرتان برسد درس‌های ارائه شده غیرعاقلانه، سخت و دشوار و یا حتي به درد نخور است اما فایده ی یادگیری آنها را بعد متوجه خواهید شد.
 

شکست پلي براي پیروزی است

رشد کردن، از آزمون و خطا تشکیل می‌شود. تجربیاتی که پس از یک شکست حاصل می‌شوند به اندازه ی شادی‌های پس از موفقیت، در رشد و بالندگی شما موثر هستند.
 

تکرار مرتب درس تا یادگیری کامل

درس‌هایی که باید بیاموزید در قالب‌های مختلف تا زمان یادگیری کامل به شما ارائه می‌شوند. وقتی درسی را فرا گرفتید به کلاس بالاتر می‌روید و درس دیگری آغاز می‌شود.
 

یادگیری پایان‌پذیر نیست

هیچ قسمتی در زندگی وجود ندارد که در آن نکته‌ای برای یادگیری وجود نداشته باشد. تا زمان نفس کشیدن درس‌هایی برای یادگیری هست.
 

دیگران آیینه ی شما هستند

اگر چیزی در وجود کسی هست که باعث نفرت یا دوست داشتن شما می‌شود، به خودتان مراجعه کنید. چون دیگران منعکس کننده ی رفتار و برداشت شما هستند.
 

توانایی استفاده از امکانات مختلف

تمام تجهیزات و توانایی‌های لازم در وجود اشخاص تعبیه شده و نحوه ی استفاده از آن‌ها در دست خودشان است. شما می‌توانید از موهبت‌های الهی بهره‌ بگیرید یا آن‌ها را بدون استفاده به حال خود رها کنید. انتخاب با شماست.
 

تمام پاسخ‌ها درون خودتان نهفته است

هنگامی که خداوند مشغول خلق دنیا بود، سوالی را برای فرشتگان مقرب طرح کرد. خداوند از آن‌ها پرسید بهترین جا برای مخفی کردن راز زندگی کجاست؟
یکی از آن‌ها گفت: دفن در دل خاک تیره . دیگری گفت: پنهان کردن در قعر دریاها و اقیانوس‌ها. و فرشته ی دیگر گفت: آن را در کوه‌ها قرار بدهید. خداوند در جواب گفت: اگر راز زندگی در این مکان‌ها پنهان شود فقط عده ی کمی می‌توانند راز زندگی را کشف کنند این راز باید در دسترس همه مخلوقات من باشد. پس لازم است این راز، در قلب تک‌تک انسان‌ها نهفته باشد. از آن روز تا به الان راز زندگی در قلب انسان‌هاست اما همه در جاهای دیگر به دنبال آن می‌گردند. تمام پاسخ‌ها در وجود خود انسان‌ها نهفته است. فقط باید به اعماق دل و روح خود نگاهی بیندازید. به نجوای دل و روح خود گوش فرا دهید و به ندای قلب خود اعتماد کنید.
 

نکاتی که باید همیشه در ذهن داشته باشید

اگر بر حسب اتفاق زندگی را شکستید آن را تعمیر کنید.
اگر آن را امانت گرفتید به صاحب اصلی آن برگردانید.
اگر آن را با ارزش می‌دانید از آن محافظت کنید.
اگر آن را آشفته و نامرتب کردید، دوباره به حالت منظم برگردانید.
اگر نمی‌دانید چگونه از آن استفاده کنید به دفترچه‌های راهنما یعنی کتاب‌های مختلف و انسان‌های با تجربه مراجعه کنید.
اگر در آن چیزی و یا نکته‌ای هست که ربطی به شما ندارد و مربوط به انسان دیگر است در آن دخالت نکنید.
اگر انجام کاری یا به زبان آوردن حرفی، زندگی دیگری را خراب می‌کند، سکوت اختیار کنید.
                            

                                     

          


 

نوشته شده توسط ღ♥ღ آرزو ღ♥ღ در دوشنبه 14 مرداد1387 ساعت 18:11 موضوع | لينک ثابت


بندگی راستین...........

 

جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد. رنج این عشق او را بیچاره کرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمی یافت. مردی زیرک از ندیمان پادشاه که دلباختگی او را دید و جوانی ساده و خوش قلبش یافت، به او گفت پادشاه ، اهل معرفت است، اگر احساس کند که تو بنده ای از بندگان خدا هستی ، خودش به سراغ تو خواهد.

جوان به امید رسیدن به معشوق ، گوشه گیری پیشه کرد و به عبادت و نیایش مشغول شد. به طوری که اندک اندک مجذوب پرستش گردید و آثار اخلاص در او تجلی یافت.

روزی گذر پادشاه بر مکان او افتاد ، احوال وی را جویا شد و دانست که جوان ، بنده ای با اخلاص از بندگان خداست. در همان جا از وی خواست که به خواستگاری دخترش بیاید و او را خواستگاری کند. جوان فرصتی برای فکر کردن طلبید و پادشاه به او مهلت داد .

همین که پادشاه از آن مکان دور شد ، جوان وسایل خود را جمع کرد و به مکانی نا معلوم رفت. ندیم پادشاه از رفتار جوان تعجب کرد و به جست و جوی جوان پرداخت تا علت این تصمیم را بداند. بعد از مدتها جستجو او را یافت. گفت: (( تو در شوق رسیدن به دختر پادشاه آنگونه بی قرار بودی ، چرا وقتی پادشاه به سراغ تو آمد و ازدواج با دخترش را از تو خواست ، از آن فرار کردی؟ ))

جوان گفت: (( اگر آن بندگی دروغین که بخاطر رسیدن به معشوق بود ، پادشاهی را به در خانه ام آورد ، چرا قدم در بندگی راستین نگذارم تا پادشاه جهان را در خانه خویش نبینم؟ ))

 

                         


 

نوشته شده توسط ღ♥ღ آرزو ღ♥ღ در شنبه 12 مرداد1387 ساعت 10:31 موضوع | لينک ثابت


عاشقان عیدتان مبارک...

                                                       

              

                                

 

             (  مبعث بر عاشقان محمد(ص) مبارک )

 

                              

 

                                           

 

 


 

نوشته شده توسط ღ♥ღ آرزو ღ♥ღ در سه شنبه 8 مرداد1387 ساعت 15:44 موضوع | لينک ثابت


لبخند زيباي خدا

زني با لباسهاي کهنه و مندرس و نگاهي مغموم وارد خواروبار فروشي محله شد كه نسبتا شلوغ بود و با فروتني از صاحب مغازه خواست کمي خواروبار به او بدهد. به نرمي گفت شوهرش بيمار است و نميتواند کار کند و شش بچه اش بي غذا مانده اند.
جان هاوس، صاحب همان خواربار فروشي با بي اعتنايي، محلش نگذاشت و با حالت بدي خواست كه او از مغازه بيرون رود !
زن نيازمند در حالي که اصرار ميکرد گفت آقا شما را به خدا ، به محض اين که بتوانم پولتان را مي آورم . جان گفت نسيه نمي دهد.
مشتري ديگري که کنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را ميشنيد به مغازه دار گفت :
ببين خانم چه مي خواهد، خريد اين خانم با من !
خواربار فروش با تمسخرگفت
: لازم نيست، به حساب خودم. ليست خريدت کو ؟
لوئيز يا همان زن نيازمند گفت
: اينجاست !
خواربار فروش با صدايي كنايه دار اضافه كرد: ليست را بگذار روي ترازو. به اندازه وزنش، هر چه خواستي ببر.
لوئيز با خجالت يک لحظه مکث کرد، از کيفش تکه کاغذي در ‏آورد، و چيزي رويش نوشت و ‏‏آن را روي کفه ترازو گذاشت. همه با تعجب ديدند کفه ي ترازو پايين رفت!!
خواروبار فروش باورش نشد. مشتري از سر رضايت خنديد.
مغازه دار با ناباوري شروع به گذاشتن جنس در کفه ي ترازو کرد. کفه ي ترازو برابر نشد، آن قدر چيز گذاشت تا کفه ها برابر شدند !
در اين وقت خواروبار فروش با تعجب و دل خوري تکه کاغذ را برداشت ببيند روي آن چه نوشته شده است !
کاغذ، ليست خريد نبود، بلكه دعاي زن بود که نوشته بود :
اي خداي عزيزم، تو از نياز من با خبري، خودت آن را بر آورده ساز !
مغازه دار با بهت جنس ها را به لوئيز داد و همان جا ساکت و متحير خشکش زد، لوئيز خداحافظي کرد و رفت.

 

دهنده بي منت، فقط خداست و بس !

 

 


 

نوشته شده توسط ღ♥ღ آرزو ღ♥ღ در دوشنبه 7 مرداد1387 ساعت 20:32 موضوع | لينک ثابت


الماس وجودتان را کشف کنید!

می گویند کشاورزی افریقایی در مزرعه اش زندگی خوب و خوشی را با همسر و فرزندانش داشت. یک روز شنید که در بخشی از افریقا معادن الماسی کشف شده اند و مردمی که به آنجا رفته اند ، با کشف الماس به ثروتی افسانه ای دست یافته اند .
او که از شنیدن این خبر هیجان زده شده بود ، تصمیم گرفت برای کشف معدنی الماس به آنجا برود. بنابر این زن و فرزندانش را به دوستی سپرد و مزرعه اش را فروخت و عازم سفر شد .
او به مدت ده سال افریقا را زیر پا می گذارد و عاقبت به دنبال بی پولی ، تنهایی و یاس و نومیدی خود را در اقیانوس غرق می کند .
اما زارع جدیدی که مزرعه را خریده بود ، روزی در کنار رودخانه ای که از وسط مزرعه میگذشت ، چشمش به تکه سنگی افتاد که درخشش عجیبی داشت . او سنگ را برداشت و به نزد جواهر سازی برد . مرد جواهر ساز با دیدن سنگ گفت که آن سنگ الماسی است که نمی توان قیمتی بر آن نهاد.
مرد زارع به محلی که سنگ را پیدا کرده بود رفت و متوجه شد سرتاسر مزرعه پر از سنگهای الماسی است که برای درخشیدن نیاز به تراش و صیقل داشتند.
مرد زارع پیشین بدون آنکه زیر پای خود را نگاه کند ، برای کشف الماس تمام افریقا را زیر پا گذاشته بود ، حال آنکه در معدنی از الماس زندگی می کرد
!


در وجود هر یک از ما معدنی از الماس وجود دارد که نیاز به صیقل

 

 دارد ؛ معمولا آنچه که می خواهیم ، هر آنچه آرزوی رسیدن به

 

آن را داریم و بالاخره تحقق همه ی آرزوهایمان در اطرافمان قرار

 

 دارد ، اما افسوس که متوجه ی آن نمی شویم .


در حالی که می بایست آستین ها را بالا زد و با برنامه ریزی و

تلاش و کوشش صحیح الماس وجودی مان را جلا ببخشیم.

 


 

نوشته شده توسط ღ♥ღ آرزو ღ♥ღ در شنبه 5 مرداد1387 ساعت 14:12 موضوع | لينک ثابت


گریه زن از زبان خدا........

یك پسر كوچك از مادرش پرسيد: چرا گريه مي كني
مادرش به او گفت : زيرا من يك زن هستم .
پسر بچه گفت: من نمي فهمم
مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هيچگاه نخواهي فهميد
بعدها پسر كوچك از پدرش پرسيد : چرا مادر بي دليل گريه مي كند
پدرش تنها توانست به او بگويد : تمام زن ها براي هيچ چيز گريه مي كنند
پسر كوچك بزرگ شد و به يك مرد تبديل گشت ولي هنوز نمي دانست چرا زن ها بي دليل گريه مي كنند
بالاخره سوالش را براي خداوند مطرح كرد و مطمئن بود كه خدا جواب را مي داند
.او از خدا پرسيد : خدايا چرا زن ها به آساني گريه مي كنند؟
خدا گفت زماني كه زن را خلق كردم مي خواستم كه او موجود به خصوصي باشد
بنابراين شانه هاي او راآن قدر قوي آفريدم تا بار همه دنيا را به دوش بكشد.
و همچنين شانه هايش آن قدر نرم باشد كه به بقيه آرامش بدهد
من به او يك نيروي دورني قوي دادم تا توانايي تحمل زايمان بچه هايش راداشته باشد
ووقتي آن ها بزرگ شدند توانايي تحمل بي اعتنايي آن ها را نيز داشته باشد
به او توانايي دادم كه در جايي كه همه از جلو رفتن نااميد شده اند او تسليم نشود و همچنان پيش برود
. به او توانايي نگهداري از خانواده اش را دادم حتي زماني كه مريض يا پير شده است بدون اين كه شكايتي بكند
به او عشقي داده ام كه در هر شرايطي بچه هايش را عاشقانه دوست داشته باشد حتي اگر آن ها به او آسيبي برسانند
. به او توانايي دادم كه شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه تلاش كند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد
.به او اين شعور را دادم كه درك كند يك شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نمي رساند اما گاهي اوقات توانايي همسر ش را آزمايش مي كند وبه او اين توانايي را دادم كه تمامي اين مشكلات را حل كرده و با وفاداري كامل در كنار شوهرش با قي بماند و در آخر به او اشك هايي دادم كه بريزد
.اين اشك ها فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست در هر زماني كه به آن ها نياز داشته باشد
. او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشك مي ريزد
خدا گفت : زيبايي يك زن در چشمانش نهفته است زيرا چشم هاي او دريچه روح اوست
، ودر قلب او جايي كه عشق او به ديگران در آن قرار دارد .

 

 


 

نوشته شده توسط ღ♥ღ آرزو ღ♥ღ در سه شنبه 1 مرداد1387 ساعت 13:20 موضوع | لينک ثابت